عصری كه در آن به سرمیبریم به دلیل جذابیتهای فراوان تكنولوژی مانند كامپیوتر و اینترنت به سختی میتوان جوانان را از كامپیوتر جدا كرد و همین مسئله سبب میشود به نوعی این قشر از محیطهای اجتماعی، دوستان و معاشرتهای خاص اجتماع دور بمانند همان مسئلهای كه دغدغه خانوادهها و مخالفان را شكل میدهد اما در این میان كارشناسان بسیاری اعتقاد دارند كه از همین بستر كامپیوتری میتوان اقدام به آموزش جوانان كرد شاید رواج بازی Sims گواه همین ماجرا باشد.
بازی كه عرضه آن بر نحوه برخورد اجتماعی و معاشرت میلیونها نفر در سراسر جهان اثر مثبتی بر جای گذاشت و در پایان باید گفت هر تكنولوژی دارای نقاط ضعف و قوت فراوانی است و بازیهای كامپیوتری نیز از این مسئله مستثنی نیستند. بنابراین نباید با دید تخریبی به این پدیده پرطرفدار نگاه داشته باشیم بلكه باور كنیم همبازی كودكان از اسمهای عام به اسمهای خاص همچون ایكس باكس 360 تغییر نام پیدا كردهاند اما میتوان ذهن این همبازیها را در دست گرفت.
بازی از لحظات ابتدایی ظهر آغاز و تا غروب ادامه داشت و در تمامی ساعات بازی و در كنار دویدن و جنبوجوشها، این بچههای بزرگتر بودند كه باید به نوعی هوای كوچكترها را داشته باشند چرا كه مجوز دوباره بازی فردا به همین توجهها ارتباط داشت. مثل همه روزهای تابستان در انتهای بازی یكی از مادرها لقمههای كوچك نان و پنیر را میان بچهها تقسیم میكرد تا از پس این جنب و جوش انرژی برای بیدار ماندن و تناول شام در جمع خانواده باقی بماند اما در اكثر اوقات خواب شیرین بچهگانه بر همه چیز غلبه میكرد.
آن سوی دهه 60 - ظهر یك روز تابستان انتهای كوچه بنبست یا خانه قدیمی پدربزرگ جمع شدن و یارگیری برای شروع بازی، فرق نداشت بازی هفتسنگ و وسطی باشد یا قایم باشك و گل كوچیكه، چرا كه تعطیلات سه ماهه تابستان فرصت خوبی برای تكرار متناوب هر كدام از این بازیها محسوب میشد و در این میان دغدغه اصلی جمع كردن تعداد بیشتری از بچهها برای تشكیل یك تیم خوب بود چون لذت بازی ارتباط مسقیمی با تعداد بچهها داشت.
بازی از لحظات ابتدایی ظهر آغاز و تا غروب ادامه داشت و در تمامی ساعات بازی و در كنار دویدن و جنبوجوشها، این بچههای بزرگتر بودند كه باید به نوعی هوای كوچكترها را داشته باشند چرا كه مجوز دوباره بازی فردا به همین توجهها ارتباط داشت. مثل همه روزهای تابستان در انتهای بازی یكی از مادرها لقمههای كوچك نان و پنیر را میان بچهها تقسیم میكرد تا از پس این جنب و جوش انرژی برای بیدار ماندن و تناول شام در جمع خانواده باقی بماند اما در اكثر اوقات خواب شیرین بچهگانه بر همه چیز غلبه میكرد.
این سوی دهه 60- ظهر تابستان انتهای كوچه بنبست نوجوانی تنها با وسیلهای در دست، وسیلهای برای بازی اما بازی نه از جنس وسطی و 7 سنگ بلكه از جنس كلید و فشردن آن، بازی كه ساعتها میتواند ادامه داشته باشد. بازی كه با فشردن و ضربه زدن بیشتر كلیدها به اوج میرسد. با رسیدن غروب هنوز هم در انتهای كوچه بنبست میتوان آن نوجوان را مشاهده كرد كه آرام آرام در حالیكه با همان وسیله در دست بازی میكند به سمت پاساژ بزرگ میرود همان جا كه روزگاری خانه پدربزرگ بود. در زیر زمین پاساژ بچهها منتظر هستند، هر كدام پشت كامپیوتری و صدای انفجار و بوقهای عجیب و غریب كل فضا را گرفته است.
استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام مرجع ، کامل و واضح "ICTIr.NET" مجاز می باشد.
- مرجع: ICTIr.NET